خودفریبی
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:24
تقریبا تمام دیشب رو بیدار بودم . گریه کردم نمی دونم واقعی بود یا نه دکتر مالکیان درباره ی وبلاگ خودفریبی کلمه می گه : > اینجا من بپرم وسط حرف استاد و توجهتونو به این مورد جلب کن توجه کنید چه ملغمه ای می شه ؛
آخر هفته ی خود را چطور کوفتیدید
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:24
فقط آخر وبلاگ هفته کلمه ها بیکار میشم اون وقته که این دخمه تازه میشه خونه یه طرف لباس ریخته یه طرف کتاب دفتر . وقتی سرم شلوغه میگم بذار بیکار بشم ال می کنم بل می کنم . سرم که خلوت میشه خودم واسه خودم کار درست م
معجزه ای به نام قورمه سبزی
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:24
من دارم از یه وبلاگ معجزه کلمه حرف می زنم از یه هویت از اوج هنر بوی وبلاگ سبزی کلمه که با عطر لیمو قاطی شده و کل خونه رو پر کرده با قل زدنای ریزش رو حرارت اجاق گاز ، آهنگ زندگی می زنه هر چند دقیقه یه بار بری بالای سرش و
اینو من نگفتم اما عجب ِِ عشقیه این حرف
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:24
یه روزی میاد که... بعدش دیگه مهم نیست فردایی در کار هست یا نه؟ اون روز یا خیلی خوشبختی یا خیلی بدبخت…! آل پاچینو
خنده بر هر درد بی درمان دواست
-
تاریخ: 1397/2/3 ساعت: 2:36
اولین نشانه ی مردگی ، از دست دادن توانایی ِِ خندیدن استچند ماه است که نتوانسته ام بخندم من درمان زندگی را از دست دادهامبرچسبها: خندیدن نوشته شده در پنجشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۷ساعت 18:59 توسط مهتاب| Let's block ads! (Why?)
زورگویی و استبداد
-
تاریخ: 1397/2/3 ساعت: 2:36
زورگویی و استبدادامروز یه مطلب جالب خوندم نوشته بود : بهرام گور علاقه شدیدی به موسیقی داشته . در زمان پادشاهی او مردم موظف بودند كه نیمی از روز را به كاركردن بپردازند و بقیه را به رقص و شادی مشغول باشندتو خیالم گفتم خوش به حالشون ، نصف روز کار نصف روز هم جشن و رقص اما بعد دیدم نه مسلما رقص و شادی هم...
گردن ما از مو نازک تر
-
تاریخ: 1397/2/3 ساعت: 2:36
گردن ما از مو نازک تر رشته ای بر گردنم افکنده دوستمی کشد هر جا که خاطرخواه اوست لااقل یواش تر بکش بی دینگردن ما از مو نازک تره انصافتُ شکر برچسبها: رشته, گردن, بی دین نوشته شده در جمعه سی و یکم فروردین ۱۳۹۷ساعت 13:15 توسط مهتاب| Let's block ads! (Why?)
آزادی
-
تاریخ: 1396/8/2 ساعت: 18:21
بِـســمِ اللّه ِ الرَّحمـــنِ الرَّحيــــمِاینجا ثبت می شود آنچه که از سر انگشتانم به قدرت رب الارباب بر صفحه می چکد.هرچه خوبی است یقینا از ناحیه ی اوست و کمی و کاستی از ناحیه منما برای وصل کردن آمدیم نی برای فصل کردن آمدیم
عشق اعتماد رفیق
-
تاریخ: 1396/8/2 ساعت: 18:21
بسم الله یادمه آخرین حرفی که بهش زدم این بود نمی تونیم فراموش کنیم که انســــــــــــان هستیم و *تا وقتی تنها از روی غریزه با هم تعامل داشته باشیم ، تعادل به هم می خوره* و هیچوقت آرامشی رو که در تمام عمر خواسته یا ناخواسته به دنبالش هستیم به دست ن
***
-
تاریخ: 1396/8/2 ساعت: 18:21
هو الاول همه چی پشت اون لبخند مهربون خوب به نظر میاد می شینیم صدفارو رنگ می کنیم بعدش سمبوسه درست می کنیم ،حالام که گرگم به هوا با این کوچولو های دوست داشتنی چایی ام که دم کردی کنار شیرینی های خوشمزت انگار که هیچ کسی از دنیا نرفته انگار که دلت پیش اون مادر داغ دار نیست انگار که نمی دونی مینا مریضه ا...
جوکر
-
تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 7:12
بسم الله جوکر : از آدمی که همه دوستش دارند بترس هیچ ادمی نمی تونه همه رو از خودش راضی نگه داره، مگر اینکه یک خصلت کثیف تو خودش پرورش بده و اون دوروییه
کوتاه
-
تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 7:12
بِـســمِ اللّه ِ الرَّحمـــنِ الرَّحيــــمِاینجا ثبت می شود آنچه که از سر انگشتانم به قدرت رب الارباب بر صفحه می چکد.هرچه خوبی است یقینا از ناحیه ی اوست و کمی و کاستی از ناحیه منما برای وصل کردن آمدیمنی برای فصل کردن آمدیم
سخت
-
تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 7:12
بسم الله لحظه هایی هست که ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تورا از پا دربیاورند و نگذارند آب خوش از گلویت پایین رود اما واقعیت این است که ابر و باد و .. دارند کار خودشان را می کنند من هم کار خودم را می کنم نه گله می کنم نه اجازه می دهم ضعیفم کنند. تا می توانی بر من بتاز دنیا ، در من چیزی هس...
زنی که اقیانوس شد
-
تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 7:12
بسم الله در قطب زندگی می کرد هر روز مدتی طولانی به تماشای اقیانوس می ایستاد نگاهش سرد ، عمیق و بی انتهاتر می شد آنقدر که می شد گفت قطب سه اقیانوس دارد دو اقیانوس زیر پلک هایش یکی در برابرش غروب بود... در ثانیه ای قلب قطب سوخت ثانیه ای که حقیقتی از سینه به گلویش رسید ... یخ ها به دورترین
خوابم
-
تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 7:12
میان خیالی وهم آلود خوابیدم در خواب بودم که چشمانم را باز کردم و میان خود که به خود آلوده بودمش غوطه ور بودم... کمی آنسوتر نزدیک قلبم ، نقطه های روشنی میان تاریکی بی نهایتی در حال پرواز بودند ، گاهی راه به سوی چشمانم می گرفتند ،گاه به سمت دهانم دستم را جلو بردم تا تمامی ِ آن نقطه های روشن را میان مش
شنبه
-
تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 7:12
هو الباقی یه سری از دوستان هستن هیچوقت ناراحتی ِ منو ندیدن گاهی می پرسن چطوره که اینقدر شادی منم بلند می خندم و میگم فقط یه کار می کنم دیدین همه می خوان از شنبه شروع کنن ؟! منم قرارِ از شنبه شروع کنم ... غصه خوردنو شما می خواین از شنبه چی کار کنید؟ بیایم نا امیدی ، تنبلی، حسرت ، بی حوصلگی ، شل
عنوان ندارد
-
تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 7:12
بِـســمِ اللّه ِ الرَّحمـــنِ الرَّحيــــمِاینجا ثبت می شود آنچه که از سر انگشتانم به قدرت رب الارباب بر صفحه می چکد.هرچه خوبی است یقینا از ناحیه ی اوست و کمی و کاستی از ناحیه منما برای وصل کردن آمدیمنی برای فصل کردن آمدیم
نامعلوم
-
تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 7:12
بسم الصبور سلام عزیزانم امیدوارم در بهترین حال و احوال باشین احتمالا تا آینده نزدیک چیزی اینجا نوشته نمیشه البته اینجا حذف نمیشه و باقی خواهد ماند برای ارتباط راحت تر مثل قبل نظرات تایید نمیشه اما قطعا مثل قبل خونده میشه و پاسخ داده میشه. دوستتون دارم شب و روزتون به عشق ، خیر و نیکی
می روند در حالی که مانده اند
-
تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 7:12
هو الباقی رد نگاهی که از قلبت گذشت رد دستی که بر شانه ات ماند رد پایی که از مسیرت گذر کرد رد صدایی که از تلفن رسید رد حرفی که بر دلت نشست رد همه چیز هست می ماند. + غبار غم رفت و حال خوش شد...
مرغ باغ ملکوت
-
تاریخ: 1395/9/21 ساعت: 23:34
بسم رب الکریم الحمدالله هنوز رد پای آدمهای خوبو میشه تو مسیر زندگی دید و لمس کرد اما این کافی نیست باید که پا جای پای خوب ها گذاشت این عکسا مربوط میشه به نمایشگاه هنرهای تجسمی معلولین ذهنی مربی این بچه ها بودن برای اینطور کارهای هنری کار هر کسی نیست ...بچه هایی که بعضی از ما حتی طاقت یک دقیقه بودن ب...